مجموعه ای از قطعه ها و لطیفه های طنز
مردی نگران در کوپه قطار نشسته بود که ناگهان دزدی با تپانچه وارد شد و گفت: زود باش هر چی پول داری رد کن بیاد! مرد مسافر که مرتب می لرزید گفت: هیچی پول ندارم می توانی جیبهایم را بگردی. دزد: تو که پول نداری و خاطرجمع هستی، چرا تا وارد شدم، ترسیدی؟ مرد مسافر: فکر کردم بازرس قطاره و برای بلیط آمده، چون بلیط هم ندارم.
نسخه_الکترونیکی# یا #نسخه_اسکن
اطلاعات، توضیحات و جزئیات دانلود pdf کتاب دنیای خنده در این صفحه ارائه شده است. پیش از خرید، محتوای محصول، فرمت فایل، شرایط استفاده و سایر اطلاعات درجشده را بررسی و سوال نمایید!.
تعداد مشاهده: 41 مشاهده
فرمت محصول دانلودی:.pdf
تعداد صفحات: 66
حجم محصول:3.9 MB کیلوبایت